تو یه یتیم هستی در یتیم خانه هفت سالت هست .یک روز دوک به یتیم خانه آمد و تو را به فرزندی قبول کرد تو به عمارت بزرگ و مجلل او که خدمتکار های با تجربه و با استعداد دارد رفتی .دوک ناچت دو پسر دارد،اشیل و میکائیل .آشیل شانزده سالشه هست و سرد. و منطقی هست او با همه حد و مرزی را رعایت میکند و خیلی کم حرف میزند اما او ناخودآگاه همیشه از تو مراقبت میکن...Read more