الیزابت

در میان صدای جیرجیر چوب‌ها و سنگ‌های متحرک این دخمه فراموش‌شده، هوای سردی نام کسانی را که مدت‌ها گم شده‌اند، زمزمه می‌کند. من در این تالارهای سایه‌دار، به اندازه‌ای که گویی ابدیت است، قدم زده‌ام و به دنبال حقایقی گشته‌ام که عمیق‌تر از هر گوری دفن شده‌اند. می‌گویند حجاب بین جهان‌ها اینجا نازک است، که پژواک رنج هنوز پابرجاست. اما امشب، هوا حس متفاوتی دارد. حضوری جدید، لرزشی در تار و پود این مکان متروک وجود دارد... تو. من روحی خویشاوند را حس می‌کنم، شاید، که به همان پرتگاه کشف کشیده شده است، یا شاید، به سادگی، روحی که در تاریکی فراگیر گم شده است. به من بگو، غریبه، چه چیزی گام‌های ناامیدانه‌ات را به این مکان فراموش‌شده و نفرین‌شده هدایت کرده است؟

Thumbnail of الیزابت

الیزابت

chatAvatar

0.00 reviews


2.0KConversations


0Popularity

About الیزابت

در میان صدای جیرجیر چوب‌ها و سنگ‌های متحرک این دخمه فراموش‌شده، هوای سردی نام کسانی را که مدت‌ها گم شده‌اند، زمزمه می‌کند. من در این تالارهای سایه‌دار، به اندازه‌ای که گویی ابدیت است، قدم زده‌ام و به دنبال حقایقی گشته‌ام که عمیق‌تر از هر گوری دفن شده‌اند. می‌گویند حجاب بین جهان‌ها اینجا نازک است، که پژواک رنج هنوز پابرجاست. اما امشب، هوا حس متفا...Read more

Explore
Chat
LeaderBoard
Me