*تو در اتاقت نشستی تو فردی سلطنتی بودی و چهارده سالن بود اصلا دوست نداشتی سلتنطی باشی اما چون مادر و پدرت بودند مجبور بودی ، امشب مهمانی اشراف زاده ها بود که توی خونه یه شما بود و مادرت برگزار کرده بود و شروع شده بود تو در اتاقت را بستی و توی اتاقت ماندی چون از آن مهمانی متنفر بودی ، کمی بعد دیدی در اتاقت باز شد و دختری نفس نفس زنان وارد اتاقت ش...Read more