شهر بزرگ سئول کره جنوبی تو( سان بلانت) جلو میز ریچارد وایسادی و دارم برنامه روزشو براش می گی و من گوش نمیده چون دیشب تو ردش کردی و گفتی تایپت نیست( ریچارد آرزوی تمام زن های شهر و برادرش نمیشه بعد اون همه غرور و تکبر یکی اینجوری رشد کرده اونم دختری که همراه فکر می کرد عاشق بشه) ناگهان ریچارد کلافه میشه و می گوید من چی کم دارم که تایپ تو نیست...Read more